

بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
و جمعه ای دیگر آمده است ، اما او ...
مولای خوبم و امروز نیز نیامدی ، مگر دستانم را ندیدی ، مگر حرفهایم نشنیدی ، مگر چشمانم را ، مگر آوای دلم را ، مگر عمق نگاهم را ... مگر اشک هایم را ...به انتظار دیدنت دلم پر کشید و میدانی که امروز دلتنگ ترینم برایت و آدینه ام از سحر رنگ غروب گرفته است .
أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ؟ أَيْنَ أَبْناءُ الْحُسَيْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ ...
أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلُوا مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِيَةِ؟
کجایی ای بَقِيَّةُ اللَّه ؟؟ کجایی ای بَقِيَّةُ اللَّه ؟؟ کجایی ای بَقِيَّةُ اللَّه ؟؟
أَيْنَ صاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ ناشِرُ رايَةِ الْهُدى؟ أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا؟ أَيْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِياءِ وَ أَبْناءِ الأَنْبِياءِ؟
أَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ؟

ای فریاد رس ، ای غیاث المستغیثین کجایی ؟ منتظرت بوده ام و می مانم ، تا بیای . این جا همگان چشم به راه تو هستند ، دل را فرش برای تو کرده اند ، این جا همه ی زبانها فریاد بر آورده اند ، این الطالب بدم المقتول بکربلا ...
بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا، بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ عَقيدِ عِزٍّ لا يُسامى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ أَثيلِ مَجْدٍ لا يُجارى
به جانم قسم ، به جانی که فدای راه تو باد قسم ، که تو آن حقیقت پنهان هستی که هرگز از ما دور نیست . به جانم قسم تو آن عزتی میباشی که هم طرازی برای او نیست ، به جانم قسم ، ای مولایم ، تو آن عظمتی هستی که هم قطاری ندارد ...
يا مَوْلاىَ وَ إِلى مَتى
یا مولا تا به کی در انتظار دیدنت حیران و سرگردان باشیم ؟؟
بیا ای جانم به فدایت .