تبليغاتX
از رون مرغ تا جوجه سوخاری موجود است!!!
درباره ما
به نام او

که آغاز گر هر آغاز است

سین لام الف میم

سلام بر محمد و آل محمد

سلام بر قائم

سلام بر تو
لینک دوستان من :
*پایگاه تـــرویــــج اســــــــلام* دین مبین اسلام
*طرحهای درخواستی با تـرنج* Tooranj.Blogfa.com
*وب سایت تــــــــرنـــــــــــــج* www.ToranjArt.ir
* تـــو را مـــــــی خــــوانـــــم * سیمرغ و ققنوس
* ســــــــــرو قـــــــامـــــــــت * مجتبی جونم
*وخدایی که همین نزدیکی ست* آبــجــی نــرگــسی
*شــــهـــــامــــت پـــــــر و ا ز* رهگذر
* قــــــلـــــــب شــیــشـه ای* آبــجــی لوراچی خودم
* شـــیـــطــــان مــــخـــفــی * خاله دخمل
* هــــــــــــــــم زبــــــــــــــون * پرنس و پریام
* خـــــوشـــگـــل عـــاشـــق * آبجی سالی
*آشــــــــــــــــیـــــانـــــــــــــه* پسر دایی دکتر ایمان!
* پــــــــــــــــــاتـــــــــــــــــوق * آبجی نازی (پانی)
* بـــــــــــــــــــهــــــــــــــــــار * آبجی یسنا جون
* بـــــــــی تـــــــــــو نـــــــــه * داداش مسلم عزیزم
* هـیـاهوی بسیـار برای هیچ * آبـجـی وفا
* دختــــــر و پســـــــر آریایی * داداش نیما
* مـثـه یــه نــــور کـــوچــولــو * محبوبه خانم
* لطفا با کفش وارد نشوید!!!* موتوری
* تـــــــــقـــــی اریــکسون ... * تـــــــــقـــــی
* بــه نــامــش و بــه یـــادش * داروگ
*اســــــــــــــــــــــــــــــرار دل * عـبـدالـحـــق
*روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــاران* معلم مکتب عشق
* قاصــــــــدک و حکایتی دیگر * آقای پور محمد
* از فــــــــرودينه تا جــــــــــور * خاله ناديا
* اوج پــــــــــــــــــــــــــــــــرواز * آرچانا
*انشاهای گل آقا پریم*
بیا کضم غیظ کنیم !!!
* همه چیز اینجا آزاده * ابوذر
* بـــجــــنــــــــــــــــورد 1400 * استاد سیدی زاده
* صدای پای آب * علی جون
* عشقولانه * حسن جون
* هــــشــــــت تـــایـــــی *
* دختر خاله های خوش تیپ *
* بهونه ی قشنگ *
* سیب سرخ *
* فرهنگ و ادب * خانم کیانی
* حرفهاي تنهايي * ستاره
*یــــــــــــــــاران کـــســــــــــاء*
* وبلاگی سراسر خنده و شادی*
* پــــــــــارازیــــت....*
* ایـران xx جـوان xx زنـدگی *
* بـــــــــــــــــازمــــــانــــده * حکایت دلدادگی ...
* سیـــــــــبـــســتــــــــــان *
*ولـــــــــــی عـــــــــلایـــــی*
* ایـمان تــرانه ی آدمـیست * زهرا خانوم
قالب وبلاگ
لوگو دونی :

دنیا وایسا

دنیا وایسا

ترنج

لینک های جالب :

 الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم .

ـ ملوک المادرآ بسی امسال قصد داشتندی که سفره ی هفت سینی وزیرانه برای قصر خود ترتیب دادندی ، اما هیچ سلیقه ی مان خوب نبودندی ، به کمک شما نیاز مبرم داشتندی !
+ هان پسرم از ملوک المهنازی ، همشیره ی گرام کمک گرفتندی که من بسیار کار داشتندی ، عزیزکم (چیه خب مامانیم دیگه نازمم میکشه)!
ـ آبجیا کجا بودندی ؟؟ برادر به کمکتان بسی نیاز داشتندی ، سریع مشرف گردیدندی یا گیستان را کشیدندیم!!!
+ برادرا در خدمت گذاری هازر(دوست دارم غلط بنویسم- خب باشه حاضر) گشتندیم ، امر بفرما ( آره جون خودت کارت گیره وگرنه هزار بارم صدات میزدم مگه حاضر میشدی ؟؟ )
- بسی قصد داشتندی سفره ی هفت سین پهن نمودندی ، لطف فرموده آنچه لازم داشتندیم را ، برایمان بیاورندید .
+ ای به چشم برادرآ ( بزار من خرم از پل بگذره این دستور دادن رو بهت نشون میدم)
-خواهرا چیزی گفتندید ؟
+ برادرآ بسی خواب دیدندی ، من کی حرف زدندی ؟؟ شما امر بفر مودندی ...
ـ خب سین اول چه بودندی ؟ هان ، سکه ، خواهرا چند سکه ای به ما قرض بدهندی ، که آه در بساط نداشتندیم !
+برادرا ما نیز هیچ نداشتندی ، خزانه هم که خالی بودندی ، اصلا بیا به جای سکه ، ساک مرا که سال دیگر به خانه شوهر بردندی را ، بر سر سفره بگذاشتندیم !!!
ـ آبجیآ آبروی ما را که بردندی ، اما چاره چیست ، ساکتان بیاورید آن نیز سین بودندی !!! سین دوم را بیاورید ، چه بودندی ؟ خب سمنو ، همان که خاله خان باجی برایمان آوردندی را بیآورید.
+برآدرآ اگر بگفتندی که شیخ رسول آن کاسه سمنو را نوش جان فرمودندی عصبانی گشتندی ؟؟ خب چه اشکال داشتندی ، من امشب کمی سوپ برایت پختندی ، آنرا بر سر سفره قرار دهندیم .
ـ ای داد ،ای هوار ، آخر اینهم شانس بودندی که ما داشتندی ،؟؟ باشد برادرآ چه کردندی ما که یک شوهر آبجی بیش نداشتندی ، نوش جانشان بودندی ، همان سوپ را بر سفره نهندیم ! خواهرآ سین سوم را فراهم آوریند ، سیب .
+برادرا حرفی زدندی ، در این روزگار بنزین لیتری ۴۰۰ تومان ، من از کجا پول خرید سیب داشتندی ؟؟  بیا به جای این فقره ، سفید آب حمام را قرار دهندیم ، هر دو گرندند کسی متوجه نشدندی !!! 
ـ ای هوار خواهرآ ، چیز گرد دیگری سراغ نداشتندی ؟؟ وای حداقل چهارمین سین را فرآهم نما ، سرکه را بیآورید .
+برادرآ برادرآ ، این فقره را داشتندیم ، فقط آب ترشی است دیگر !! اما نه برادرا آب ترشی بگذاری پاک آبروی شریفتان رفتندی ، بیا جایش سماور مادر بزرگ را گذاشتندی ، آن نیز هم سین داشتندی و هم در آن آب بودندی !!
ـ خواهرا وا حسرتآ ، سماور را بیآورید ، جز این چه میشود که کردندی ؟؟ سین پنجم را مایوسانه از شما در خواست کردندی ، لطف نموده سنبل را بیآورید .
+برادرا حرفی زدندی ، گلی چون من اینجا بودندی و شما قصد داشتندی که سمبل در سفره گذاشتندی ؟؟ متاسفانه اسبان چموش دربار سمبلتان را خوردندی!!!اما چون اسم ما سین نداشتندی ، بیا این سشوار مرا بر سفره قرار دهندید !!
ـ سشوار شما ؟؟ ای به چشم چنین سفره ای را سشوار لایق تر بودندی تا سمبل !! سین ششم ، سبزه ؟؟ داشتندیم ؟؟ میدانم که نداشتندیم شما امر بفرما که چه به جایش قرار دادندی ؟؟
+ ای قربون بروم برادر چیز فهمم را ، بسی بهتر است به جای سبزه ، این سی دی ها را بر سفره نهاده که هم گرد بودندی و هم سبز !!
ـ برادرا ما که دیگر عاجزانه التماس کردندی این یک فقره را آدم گونه بچینید ، لطف نموده کمی سماغ بیآورید .
+ ای برادر شما که همه را اینگونه گذاشتندی حیف بودندی ، این کمی سماغ که در قصر بودندی را بر سر سفره نهید ، میخواهیم سیزده به در از آنها بر روی کباب پاشیدن کردندی !! بیا به جایش سیخ گذاشتندی که نماد کباب بودندی و کباب را هم که با سماغ مییل نمودندی !!!
ـ ای به چشم . زبانمان از بی آبرویی خودمان بند آمدندی ، هرچه شما گفتندی ، سیخ بر سفره نهید !!!

و حفط  ثین  وزیریمان را اینگونه چیدندی : ۱- ساک ۲- سوپ ۳- سفید آب ۴-سماور ۵- سشوار ۶-سی دی ۷- سیخ !!

و این بود نتیجه ی زورگویی به خواهر خود !!باشد که درس عبرتی شود برای آیندگان !!! 

 

هروزتان نوروز ، نورزتان پیروز .


خب فکر کنم امشب دیگه به اندازه ی کافی وزیری حرف زدم ! ، رسیدن عید نوروز رو به همه ی دوستانم توی محله ی باصفا و کلا جامعه ی مجازی (به قول وزیری سایبر) تبریک می کنم ، و امیدوارم توی سال جدید همه سالم و سربلند ، زیر سایه آقا امام زمان ،  سبد سبد گل دوست داشتن به همدیگه هدیه بدیم ، و برای رسیدن به سعادت تلاش کنیم .
به امید ظحور حضرت بقیه الله العظم.
براتون قشنگ ترین آرزوها رو آرزو دارم از خدای بزرگ.

این هم عیدی من و آبجی نرگسی به همه ی دوستانمون ، قالب بهار ۸۷ ، امیدوارم که شما هم ازش استفاده کنید و حداقل این چند روز عید رو یکرنگ باشیم ... یا علی .

کد قالب بهار 87 : کد قالب بهار برای دانلود

کد قال آرشیو بهار 87 : کد قالب آرشیو بهار برای دانلود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:15  توسط حسنک-وزیر  | 
بسی سلام نمودندی ،

بر مـــحــمد و آل محمد ،

بر قـــــــائــــــم آل محمد ،

بر تـــــو ای ره رو راه محمد ...

 

نوجوانی کجایی که یادت به خیر بودندی ، در این زمان که قصد ارسال این پست را برای شما داشتندی ، با قلبی آکنده از اندوه رفتن رمضان ، و سر شار از شوق رسیدن فطر ، در سر یاد ایام شباب را به خاطر آورندیم ، و آهی سوزناک کشیدندیم ، که چه زود دیر شدندی !!

بسی نوجوانیمان را به یاد آوردندیم ، غصه خوردیم ، که وا حسرتا ، چه زود رفت و مرا تنها گذاشت با کوله باری پر از خاطرات شیرین و گاهکی نیز تلخ .

یادمان است در روزگاران نوجوانیمان ، در چنین روزهایی سر از پا نمی شناختیم ، بر پای TV ( موجودی است برقی وگاهی برفی که بسی در آن انواع و اقسام آموزش ها را دادندی ، ازآموزش اینکه وقتی تمبانمان دوتا شدندی ، بایستی رفتندی و قدسی را به هستی تبدیل کردندی ، تا آموزش فروش خانه و فاینانس و همچنین آموزش سرقت ، ربا خواری و ... !! حــــمــیـــد هم داشتندی اما چون بسی کار و بارشان سکه شدندی دیگر نشان ندادندی!!!منبع : لغت نامه باشتینکی بالا.) نشستندی و بر تمامی اخبار ذل زدندی و منتظر تماشای دسته گلی بس زیبا بودندیم در جلوی خبرگو، و خبر تعطیلی مکتب خانه !!

از عید فطر فقط همین را فهمیده بودندی ، که بسی مکتب را تعطیل است !!!

و عشق بود آن روزانی که عید فطر را پنج شنبه بودندی و یا یکشنبه ، که آن روز به قول معروف ، بسی کبکمان خروس خواندندی و دو روزی را به دلیل بین التعطیلی به مکتب نرفتندی ! و ضد حال آنگاهی که جمعه را عید بودندی !!!

 

تی وی TV کاخ وزیر اینا ...



و هستند کسانی که :

امروز بسی در حال چرخیدن در فضای سایبر ، به لینک جالبی بر خورد نمودندیم ، و دیدیم که هنوز هستند کسانی که ضد حال می خوردندی ، هستند کسانی که ضد حال زدندی !!

** تعطیلات سه روزه عید فطر تایید شد **

عصرایران - وزیر آموزش و پرورش تعطیلات سه روزه کشور به مناسبت عید سعید فطر را تایید کرد.
به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com)محمود فرشــیــدی کــه در نشــســت علـنــی روز چهارشنبه مجلس حضور پیدا کرده بود موضوع تعطیـلات سه روزه به مناسبت عید سعید فطر را تایید کرد.
وزیر آموزش و پرورش افزود: هرچند در حــال بررسی این هــستــیم کــه تعطیلات ، منتهی به عید باشد یا از عید شروع شود ولی به احتمال زیاد این تعطیلات دو روز پس از عید فطر خواهد بود که با خود عید فطر سه روز خواهد بود. پــیــش از این نیز خــبـرهـایی مبنی بر اینکه به مناسبت عید سعید فطر سه روز تعطیل خواهد بود منتشر شده بود.


البته باید اعلام نمودندی ، با توجه به خاصیت جدید دولت نهم ، که به آن خاصیت ، بزن و در رو ببین طرف چه کردندی ، که ابتدا کمی از چیزی را گفتندی و سپس عکس العمل را مشاهده نمودندی ، اگر عکس العمل خوب بودندی ، که خدا را شکر کردندی و ادامه دادندی ، و گر بلعکس بودندی که تکذیب نامه و ... از خود بیرون دادندی و گفتندی که غلط نمودندیم ؟! ننمودندیم! )) دقیقا مثل تست پنسیلین!

بعد از ساعاتی خبر فوق تکذیب گشتندی ...

حال به بررسی نظرات خوانندگان همین خبر در سایت فوق الذکر پرداخــتــندیــم و جـواب گـویی کـردندیم ( بسی ما وزیر بودندیم دیگر ، باید پاسخگوی ملت باشندیم .)

 

نتایج رای گیری برای تق و لقی به مدت 3 روز :

کل آرا تا ساعت 6 روز 21 مهر ماه : 22
مخالف : 3 نفر
موافق : بقیه !!
البت باید 2 عدد از آرا موافق را باطل اعلام نمودندیم بسی فردی نظر خود را دو بار اعلام نمودندی ، که این خلاف بودندی !

 

حالا به برسی نظرات مخالف پرداختندیم :

""▪ بهتر است کلا تمام سال را تعطیل اعلام کرده و در طول سال چند روز کاری در تقویم بگنجانیم!""

پاسخ : برادرا حتما مورد برسی قرار دادندیم .

""▪ با قاطعیت می گم: امکان نداره""

پاسخ : برادر یا خواهر گرامی ، با سپاس از حرف زدنتان ، اعلام داشتندی ، غیر ممکنات را نیز احتمال امکان بودندی !


و اکنون موافقات را برسی نمودندیم :

""▪ كشورما صنعت كه ندارد كه باتعطيلي ضرر كند نفت است كه توليد ميشود وبه تعطيلات ربطي ندارد در صورت تعطيلي تهران خلوت ميشود كلي در مصرف سوخت صرفه جويي ميشود آلودگي كم ميشود مصرف برق كم ميشودوخيلي فوائد ديگر"

پاسخ : پیشنهاد نمودندی که به سخن عرفا و فضلا گوش فرا دادندی و مثل نفر بعدی کم و گوی و گزیده گوی چون در .


""▪ بسیار مناسب است"" ، "▪ سلام بسيار عالي" ، "▪ dameshoon garm" ، "▪ خیلی باحالین.از این بهتر نمیشه"

پاسخ : خواهش مندیم ، اما بسی خوب پوزتان را دولت زدندی ، دلم برایتان سوختندی ،کباب شدندی ، روزی مثلتان بودندیم !!!

"""▪ فیتیله هر روز تعطیله.تو چاهها بنزین و گازوئیله. سعید 35 ساله(خجالتم نمی کشم)"""

پاسخ :عالی است برادرا خجالت را دشمنتان بایست کشیدندی ، حال کردندی که چون خودمان طبع شعر داشتندی .


""▪ اینهایی که اینقدر ایراد میگیرند همه شون فقط وفقط میخوان آقای احمدی نژاد رو خراب کنن این تعطیلات رو همه کشورهادارن حالا اگه تعطیل نمی کرد یه چیز دیگه میگفتند ""

پاسخ : راست گفتندی برادرا ، اینها همیشه همین گونه بودندی ، فقط قصد تخریب داشتندی ، اما برادر احمدی نژاد خوب برجک خودتان را هم زدندی ، کدوم تعطیلی ؟؟. حالت را خوب گرفتندی .

""▪ سلام.من یک دانش اموز هستم. من که فکر میکنم همه تعطیلی رو دوست دارن. پس اگه میشه 3 روز باشه.""

پاسخ : به روی چشم برادرا ، البت ما برای خاطر گل روی شما 365 روزه تعطیلی اعلام داشتندی ، راحت باشندی . (( بپا فقط سردیت نشه دادا . می چایااا))

و بقیه رو هم بی خیال شدندی .

و این هم لینکی بودندی که در آن وزیرا بسی عشق نمودندی ، که جوانکی زبان دراز ، در آن بسی به شاعری پرداخته بودندی ، در باب آمدن عید فطر : شعر به مناسبت عید فطر ...

شعری بدین مذمون :

جانم به فـــــدای تـــو ، هلال مه شــوّال!
خلقی ز پی دیـــدن رویت شده "آنکال"(!)
یکهو نکند ترک کنی شیــــوه ی معهــــود
خارج شوی ازشرع نبی ـ روم به دیفال(!)
این معده ی ما منتظرالخدمت فطــر است
پس آی سر وقت و نکن این همه اهمـال!

(( کشته منو قافیه هاش ، آنکال رو که دارید ، بازم به خودم ، میخوام بگم یه چیز میگم فارسی باشه همه بفهمن ، مجی مترجم ، حتمی اینو ترجمه کن برام ))

 


دلتنگ جونم آپ کردن ها ، اون رو هم از نظراتتون بی بهره نکنید . هرچند من و دلتنگ نداریم ، جفتمون دوتایم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 19:19  توسط حسنک-وزیر 
بسی سلام ، سلام نمودندی بر محمد و آل محمد ، و بر قائم نیز ...

هم اکنون سوالی ذهنمان را مقشوش (( شاید نیز مغشوش)) نمودندی ، گفتیندیم با شما در میان گذاشتندیم و ببینیم شما چه گفتندی !! آیا تاکنون در زندگی پنچره کردنده اید ؟؟

شوخی نکردندی !! بسی کاملا جدی بودندی ! آیا پنچر کرده اید یا نه !

نه بردار چکار به اتلتان داشتندیم ، اتلها که اگر پنچر نکردندی ، بسی آپارات ها چه بر خانه و اهل خانه برند ؟؟

منظور خودتان بود ، چند بار در زندگیتان پنچر نموده اید ؟؟
چند بار پنچرتان کردندی ؟؟

چند بار میخ در سر راه دیگران ریختندید ؟؟ ( یادش به خیر عجب اتلی از حسینی پنچر نمودندیم ، دممان گرم بودندی!! )

چه کنیم که پنچر نشوندیم ؟؟


من فقط جواب این آخرین سوال را خوب دانستندی ( بقیه را شما جواب دهندی)

، از قدیم الایام گفتندی ، خواهی نشوی پنچر ، همرنگ جماعت شو ، و نیز گفتندی ، اگر خواستندی کسی چوب لای چرخت نکردندی ، چوب لا چرخ کسی ننمودندی !!

قانون سوم نیوتن را نیز میتوان مصداق قرار دادندی و اینگونه نتیجه گرفتندی ، که :

هر پنچر نمودنی ، پنچرعملی دارد ( بر وزن عکس العملی دارد) در خلاف جهت همان پنچری ، در واقع اگر امروز شما کسی را پنچر نمودندی ، بسی فردایی نیز کسی چرخ از شما پنچر نمودندی . پس مراقب اعمال خود کمی تا قسمتی بودندی ...

باور ندارید ؟؟

وای نسو ... صدقت رو بده و برو ...

صدقه ات رو بده و برو ....

خود مشاهده نمایید که چگونه چرخش را پنچر نموده اند ، که دیگر از جای خود نیز بلند نشدندی !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 23:10  توسط حسنک-وزیر 
سلام بچه ها ... خوبید دادا ها ... خوبید آبجی ها ...

ممنون منم خوبم ... امشب یک آپ اختصاصی براتون دارم بازم ...ببخشید من ندارم این آبجیم داره ...

عادل فردوسی پور به توان بی نهایت رو میگم دیگه ... خوب دیگه قلم رو ببخشید کیبوردو میدم دست خودش تا هرچی دلش میخواد بگه ... آبجی خانوم بفرما ...

ایول ... ایول ... داش علی رو ایول ... اولا قهرمانی تیم فوتبال سایپا رو به علی آقای دایی و طرفدارانش تبریک میگم. و به خانواده استقلال هم تسلیت عرض میکنم ....

((آبجی خانوم قرار شد بی طرف باشی دادا... و گرنه کیبورد رو ازتون میگیرما))

خوب حالا تو ام انگار نوبرشه ... بزار دو کلوم حرف بزنم ...

و همین تور میخواسم بگم که :

طبق تحلیلات انجام شد .... تیم استقلال هنوز هم برا مربیشون قهرمانه ... چون ایشون ((صمد آقا)) دقیقا ۶۰ روز پیش بعد از بازی با پرسپولیس گفتن : " مهم اینه که ما هنوز ۱۲ امتیاز از پرسپولیس بالاتر هستیم"

ولی امشب وقتی آقای بهزاد کاویانی بهشون گفت شما چرا اون روز این حرف رو زدید باز هم گفت : "بله من هنوز هم میگم استقلال هرجای جدول باشه قهرمانه " به طور مثال اگه استقلال :

جدول لیگ برتر

۱-

۲-

۳-

۴-

.

.

.

۱۵-

۱۶-

جام آزادگان

1-

2-

.

.

n- آخرین تیم جام آزادگان = استقلال = قهرمان لیگ برتر!!!

به هر حال باید یه دیوار پیدا بشه که کوتاهتر از همه باشه ... از جمله دیوارهای داور یا مدیر عامل پرسپولیس تا بگی هرچی امتیاز که از دست رفت برای حرفهای انصاری فرد بود که گفته داوری به نفع استقلاله ... به هر حال دیگه دیگه ... باید پیدا کرد ... که ایشونم پیدا کرد ... بچمون فقط نزده بود زیر گریه ... اگه عادل امشب  دو کلمه دیگه حرف میزد اونوقت باید میرفتیم از این مجتبی براش لپ لپ میخریدیم میدادیم بهش ...

خدا رو شکر که ما سوم شدیم تا بعضیا نگن (( اویی آبجی خانوم مثل عادل سه نکن که پرسپولیسی تشریف دارین)) ... حالا بماند که جواد آقام وقتی گزارش میکن و پاس گل میزنه خیلی شل شلکی بگن و توی دروازه ولی گل دقیقه 90 استقلال که بی فایدس رو با هیجان بگن "بلاخره استقلال بازی آخر رو بدون شکست تموم کردن"....بی خیال که پرسپولیس بهترین خط حمله رو تو این فصل داشت ... بی خیال که بهترین گلزن آبی ها فقط 6 تا گل زده بودن ... بی خیال بابا ..... به ما چه ...

فقط میگم دایی جون رو عشقه و بس .... و یه تیم که رنگ لباسش (( اویی دیگه کیبورد رو بده به من بسه همه خودشون فهمیدن میخوای بگی چی ... برو کنار ... بسس دادا ...)).


رفقا بی خیال ناراحت نشید ها ... اینا رو اجازه دادم بنویسد که خوشش باشه ... جون من ناراحت نشید چون من اصلا فوتبالی نیستم چه برسه به به تحلیل و حاشیه و ازاین جور مسائل ... آخه به قول بعضیا ""فوتبالم شد پینگ پنگ"".

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 1:54  توسط حسنک-وزیر  | 
 

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعاييرا هم زمزمه مي كرد .

نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى درگرفت و در هياهوى رعد و برق ،

صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه مي گفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا

هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش

تو را بر آورده كنم ، اما ، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟

هيچ ميدانى كه بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان

و فولاد بايد مصرف شود ؟

من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوىديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود
بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟

ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟

اصلا ميشود به من ياد بدهى كه
چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد يا چهار باندى؟؟!!

 

آخه يكي نيست بگه مگه تنت مي خاره نوكرتم  

از همه دوستان ، مخصوصا آبجي هاي گلم قبلا عذر خواهي مي كنم .

باور كنيد كه هيچ منظور خاصي نداشته و ندارم .

خوب باشيد و خوب بمونيد

م.ه.د.ي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 15:52  توسط آشنا  | 

اینم از شهرمن ... نصف جهون ... که کمس ... تمومشس

دادا ها شوما یادونس اون پستای اولی منا که ...

چه غلیظ اصفونی حرف میزدم ... آ از این به بعدا شاید همش همین جوریس...

همه میگووند که اینجوری بهترس ... نظر تو چیچیس ؟؟

بیا اینجام اصفانس ... فقط این کاریکاتوریسته خیلی باحالس ..

اگه تونسین کتابش رو بخرید ۴۰۰۰ تومن ناقابلس ..

یعنی توش نوشتس ۳۹۹۵ تومن ولی همه جا ناکس زیادس ...

به من که داد ۴۰۰۰ تا هزاری شوما رو نی میدونم ... شاید مارو تیغ زدس ..

فکر نکونید پسر خالمسا ... نه دادا ... آما به خدا آخرشس ...

بوبون و حظ کون دادا ... ۱۰۰ تومنشم بده ... خوب دیدی دیگه ۱۰۰ تومن بده!!

اینجا اصفانس ... کپی برداری ممنونس ...

اینم دیگه شورش رو از مزه بردس... دنبال ۲۰ تا دیگشس ...

ما مخلص همه هستیم ... یا علی.

حسنک وزیر.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:17  توسط حسنک-وزیر  | 
منت معلم را زنگ خطر که نمره گرفتن از او کار حضرت فيل است و صفرانه اش هديه هابيل و قابيل.هر امتحان که فرا مي رسد مايه بسي خجلت است و چون به پايان ميرسد راحتي ذات.پس در هر سال دو ترم موجود است و در هر ترو صفري واجب.
از مغز وجود که بر آيد کز عهده صفرش به در آيد
فراش مدرسه را گفته که ترکه اي چوب در آب بگسترد و دايه ابر بهاري را فرموده تا به حالشان بگريد.شاگردان را به عنوان خلعت نوروزي جريمه فراوان داده و اطفال تنبل را به دست مبارک کلاه حاجي فيروزي بر سر نهاده و عرق خجالت بر جبين آنها نشانده تا خلاصي خود را از صفر و جريمه هاي پي در پي معلم از خدا بخواهند.به دست خط خواجه عبد ا... ۲۰۰۷
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:59  توسط حسنک-وزیر  | 

حوصله :

 فتاد استر مجروح كاروان در دشت

رسيد گرگ، كه روزى رسانده دادارم

 به ناله گفت، بدو استر فتاده به نزع‏

كه بيهده منشين، تا دوشنبه جان دارم

 بگفت گرگ، تو گر تا دوشنبه جان بكنى

گمان مراست كه من، تا سه‏شنبه بيكارم!

-----------------------------------------

نفهميدم که مقصودت چه بود ؟

     
روى خود آراستى، تا عاشق رويت شوم

موى را پيراستى، تا عاشق مويت شوم

گيسوت را تاب دادى پيش من گاهى به ناز

تا ببينم گيسويت، پابند گيسويت شوم

طاق ابرو را صفا دادى به غمز و دلبرى

تا كه من ايوان نشين طاق ابرويت شوم

چشمكى با چشم مستت مى‏زدى با كبر و ناز

خواستى تا جادوى چشمان جادويت شوم

 پشت لب خال سياهى مى‏نهادى با مداد

بلكه من سرگشته آن خال هندويت شوم

داشتى بر لب گهى لبخند، با اخلاق خوش

تا كه من مجذوب خلق و خنده و خويت شوم

عطر مطبوعى به رخسار و سر و پيكر زدى

تا تنت را بو كنم، مخمور آن بويت شوم

جامه‏هاى شيك و رنگارنگ پوشيدى كه من

واله پيراهن و دامان نيكويت شوم

 ساده بودم، چون نفهميدم كه مقصودت چه بود؟

كاش يكجا گفته بودى تا كه من "شويت" شوم .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:29  توسط حسنک-وزیر  |