تبليغاتX
از رون مرغ تا جوجه سوخاری موجود است!!!
درباره ما
به نام او

که آغاز گر هر آغاز است

سین لام الف میم

سلام بر محمد و آل محمد

سلام بر قائم

سلام بر تو
لینک دوستان من :
*پایگاه تـــرویــــج اســــــــلام* دین مبین اسلام
*طرحهای درخواستی با تـرنج* Tooranj.Blogfa.com
*وب سایت تــــــــرنـــــــــــــج* www.ToranjArt.ir
* تـــو را مـــــــی خــــوانـــــم * سیمرغ و ققنوس
* ســــــــــرو قـــــــامـــــــــت * مجتبی جونم
*وخدایی که همین نزدیکی ست* آبــجــی نــرگــسی
*شــــهـــــامــــت پـــــــر و ا ز* رهگذر
* قــــــلـــــــب شــیــشـه ای* آبــجــی لوراچی خودم
* شـــیـــطــــان مــــخـــفــی * خاله دخمل
* هــــــــــــــــم زبــــــــــــــون * پرنس و پریام
* خـــــوشـــگـــل عـــاشـــق * آبجی سالی
*آشــــــــــــــــیـــــانـــــــــــــه* پسر دایی دکتر ایمان!
* پــــــــــــــــــاتـــــــــــــــــوق * آبجی نازی (پانی)
* بـــــــــــــــــــهــــــــــــــــــار * آبجی یسنا جون
* بـــــــــی تـــــــــــو نـــــــــه * داداش مسلم عزیزم
* هـیـاهوی بسیـار برای هیچ * آبـجـی وفا
* دختــــــر و پســـــــر آریایی * داداش نیما
* مـثـه یــه نــــور کـــوچــولــو * محبوبه خانم
* لطفا با کفش وارد نشوید!!!* موتوری
* تـــــــــقـــــی اریــکسون ... * تـــــــــقـــــی
* بــه نــامــش و بــه یـــادش * داروگ
*اســــــــــــــــــــــــــــــرار دل * عـبـدالـحـــق
*روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــاران* معلم مکتب عشق
* قاصــــــــدک و حکایتی دیگر * آقای پور محمد
* از فــــــــرودينه تا جــــــــــور * خاله ناديا
* اوج پــــــــــــــــــــــــــــــــرواز * آرچانا
*انشاهای گل آقا پریم*
بیا کضم غیظ کنیم !!!
* همه چیز اینجا آزاده * ابوذر
* بـــجــــنــــــــــــــــورد 1400 * استاد سیدی زاده
* صدای پای آب * علی جون
* عشقولانه * حسن جون
* هــــشــــــت تـــایـــــی *
* دختر خاله های خوش تیپ *
* بهونه ی قشنگ *
* سیب سرخ *
* فرهنگ و ادب * خانم کیانی
* حرفهاي تنهايي * ستاره
*یــــــــــــــــاران کـــســــــــــاء*
* وبلاگی سراسر خنده و شادی*
* پــــــــــارازیــــت....*
* ایـران xx جـوان xx زنـدگی *
* بـــــــــــــــــازمــــــانــــده * حکایت دلدادگی ...
* سیـــــــــبـــســتــــــــــان *
*ولـــــــــــی عـــــــــلایـــــی*
* ایـمان تــرانه ی آدمـیست * زهرا خانوم
قالب وبلاگ
لوگو دونی :

دنیا وایسا

دنیا وایسا

ترنج

لینک های جالب :

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.

ببوسم خاک پاک جمکران را

مستی نه از پیاله نه از خـم شروع شـد 
از جاده سـه ‌شنبه شب قم شروع شد
آییـنـه خیره شـد بـه مـن و مـن به آینــه
  آنقدر «خیره» شد که تبسم شروع شد
خورشیـد ذره‌بیـن به تماشای مـن گرفت 
آنـگـاه آتـش از دل هیــزم شــروع شــد
وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت  
بـی‌تـابــی مـزارع گـنـدم شــروع شــد
مـوج عـذاب یـا شـب گــرداب ؟ هیـچ‌یـک  

دریـا دلـش گرفـت و تلاطم شروع شــد

از فال دست خـود چه بـگویـم کـه مـاجـرا 
از ربــنـــای رکــعــت دوم شــروع شــد
در سجـده توبـه کـردم و پایـان گـرفت کـار 
تـا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

        فاضل نظری

پ.ن ۱ : جمعه خودم کوتاهی کردم ، ولی امروز ...
پ.ن ۲ : آقا خیلی دلم تنگه که توی این جاده پای پیاده قدم و بزنم و اشک بریزم و بگم العجل یا مولا ...
پ.ن ۳ : السلام علیک یا صاحب الزمان ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 23:35  توسط دلتنگ  | 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من
***

طعم دهانم تلخ ِتلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تاروپودم
این لکه ها چیست؟
بر روح ِ سرتاپا کبودم!
ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟

***

...


شب بود اما
صبح آمده این دوروبرها
این ردپای روشن اوست
این بال و پرها

***
لطفت برایم نسخه پیچید:
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِخورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم

                                                                                                               عرفان نظرآهاری

 

پ . ن ۱ : ببخشید . اشتباه کردم ...
پ . ن ۲ : اعوذبالله من الشیطان رجیم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 15:44  توسط حسنک-وزیر  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سـلام بر مولای روشـنـــی و آفـتــــاب ،سـلام بر سـرور مهـــر و مـاهتـــاب ،
ای سرمه کش چشمان منتظران ، دیده ی ما را حسرت دیدار تا به کی ؟؟
ای خوب روی عالمیان ، دل مجنون و بی پناه را فراق تا به کی ؟؟
ما ایم و یک بقل شوق رسیدن به کوی یار ...
ما ایم و یک هزار چشم  ِ انتظار ...

حسن مراد دستجردی
15/6/1387

 اللهم ارنی الطلعته الرشیده

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 23:25  توسط دلتنگ  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

برداشتی از سوره ی حمد :

"از يـك نـظـر اين سوره به دو بخش تقسيم مى شود, بخشى از حمد و ثناى خداسخن مى گويد و بخشى از نيازهاى بنده .در حديثى از پيامبر(ص ) مى خوانيم : خداوند متعال چنين فرموده : ((من سوره حمد را ميان خود و بـنـده ام تـقسيم كردم نيمى از آن براى من و نيمى از آن براى بنده من است و بنده من حق دارد هرچه را مى خواهد از من بخواهد."

"از پـيـامبر (ص ) نقل شده : ((هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او باندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده (و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گوئى به هرفردى از مردان و زنان مؤمن هديه اى فرستاده است )). هـمـچـنـين در حديثى از امام صادق (ع ) مى خوانيم : ((شيطان چهار بار فريادكشيد و ناله سرداد نـخـستين بار روزى بود كه از درگاه خداوند رانده شد, سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمين تـنـزل يافت , سومين بار هنگام بعثت محمد(ص )بعد از فترت پيامبران بود و آخرين بار زمانى بود كه سوره ((حمد)) نازل شد))!." نقل از برگزیده ی تفسیر نمونه جلد ۱ 

برداشتی کوتاه از سوره بقره  آیه ۱۰۲ :

خداوند در سوره ی بقره آیه ۱۰۲ از هاروت و ماروت سخن به میان می آورد ، از دو فرشته ای که به دستور خداوند قصد داشتند به انسانها روش باطل کردن سحر را آموزش بدهند ، طبق تفسیر نمونه ، در زمان حضرت سلیمان (ع) دستور داده می شود که تمامی کتابهای سحر جمع آوری بشود ، اما بعد از وفات ایشان عده ای باز این کتابها را بیرون آوردند و به تعلیم سحر پرداختند ، که هاروت و ماروت دستور یافتند آموزش باطل کردن سحر را به انسانها بیاموزند . "آنـها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختندولى از آنجا كه خنثى كردن يك مـطلب (همانند خنثى كردن يك بمب ) فرع بر اين است كه انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثى كردن آن را يادبگيرد, ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلا شرح دهند." 
بـه هر حال آنها از اين آزمايش الهى پيروز بيرون نيامدند ((از آن دو فرشته مطالبى را مى آموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند))(فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المر وزوجه ).ولى قدرت خداوند مافوق همه اين قدرتها است , ((آنها هرگز نمى توانند بدون فرمان خدا به احدى ضرر برسانند)) (وما هم بضرين به من احد الا باذن اللّه ).
و نکته ی مهم این که : در آيات فوق خوانديم كه ساحران نمى توانستند بدون اذن پروردگار به كسى زيان برسانند اين به آن مـعنى نيست كه جبر و اجبارى در كار باشد, بلكه اشاره به يكى از اصول اساسى توحيد است كه هـمـه قـدرتـهـا در ايـن جهان از قدرت پروردگارسرچشمه مى گيرد, حتى سوزندگى آتش و بـرندگى شمشير بى اذن و فرمان اونمى باشد, چنان نيست كه ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عـالـم آفـريـنـش دخـالـت كند و چنين نيست كه خدا را در قلمرو حكومتش محدود نمايد بلكه اينهاخواص و آثارى است كه او در موجودات مختلف قرار داده , بعضى از آن حسن استفاده مى كنند و بعضى سؤاستفاده , و اين آزادى و اختيار كه خدا به انسانها داده نيز وسيله اى است براى آزمودن و تكامل آنها. نقل به مضمون تفسیر  نمونه جلد ۱

پ.ن ۱: سالها دور مانده ام ولی دیگر می خواهم فاصله ای نباشد ، باز هم کمی نزدیک تر ...
پ.ن ۲ : تعمل آسان است ، ما آنرا فراموش کرده ایم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 23:30  توسط حسنک-وزیر  | 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ماه رمضان . چند خوردی چرب و شیرین از طعام ، امتحان کن چند روزی در صیام

حلول ماه مبارک رمضان  ، ماه خیر و برکت بر مسلمان جهان مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:10  توسط حسنک-وزیر  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

یگانه معبودا ، ای آنکه به ما مشتاقی و ما به تو محتاج ، چگونه است که دل خراباتی ما را در آتش لقای رویت قرار دهی و آنگاه ، خود در پس پرده شوی ؟ مگر هست که نیازی را بر من قرار دهی و  استجابتی برای آن نیآفرینی ؟ مگر هست که دیده ای باشد و هیچ روشنی نباشد ؟؟ مگر هست که دلی باشد و دلبری نباشد ؟؟ من را واله۱ رویت کرده ای معبود ام ، شیفته ی دیدارت ، لقاء الله ... بنده ات گناهش چیست که این نیاز را خالق به او پیشکش نموده ...
آری ، آری ، مهربان ایزدا ، نشانی ات را یافتم ، نشانی ی دیدارت را ، نشانی دیدارت را یافتم ،

"آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم ، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم"

 امام باقر (ع) : مَن سَرَهُ ان لا یَکُونَ بینهُ و بَینَ الله حِجابٌ حتی ینظُرَ اللهُ الیهِ ... فلیَتَول آل محمد ٍ و یبرءُ مِن عدوهم و یاتم با الامام مِنهُم . هرکس دوست دارد میان او و خدا ، هیچ حجاب و پرده ای نباشد تا خدا را نظاره کند و خدا نیز بر او نظر کند ... میبایست ولایت آل محمد را بپزیرد و از دشمنانشان دوری گزیند و به امامی از ایشان (امام عصر و زمان خویش) اقتدا نمایید.(علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج ۲۷ ، ص ۵۱.)

اهل ولا چون رو به سوی خدا کنند     اول به جان گمشده ی خود دعا کنند
ای یوسف زمانه خدا را برون خـرام     تــــا بـــــا نظاره درد دل خــود دوا کنند
                                                                     محمد علی مجاهدی (پروانه)

لحظهی دیدار نزدیک است ...

سوگند به طلوع صبح ، به ستارگان آسمان ، سوگند به کوهای ایستاده به دستور تو ، سوگند به پروردگار عالمیان ، که بر سر پیمان خواهم ماند ، بر عهدی که بسته ام با او خواهم ماند ...
لحظه ی دیدار نزدیک است ... 

۱-شیفته.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 21:53  توسط دلتنگ  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

تو را جستجو می کردم ، آری تو را ، نشانی از آفتاب پرسیدم و می گفت ،" او پر نور تر از من است ، گرما بخش تر از من ، او را در من نخواهی یافت " ، به حقیقت که راست می گفت ، از گل پرسیدم و می گفت " رایحه ی جمال او مرا نیز مست خود کرده است ، او را در من نیز نخواهی یافت" و حقیقت بود ، در میان ابرهای سپید نشانت پرسیدم ، ابری می گفت " او از ما زندگی بخش تر است ، برای یک تکه از زمین نمی بارد ، رحمتش همه را سیراب می کند ، همه را ، او را اینجا نیز نخواهی یافت " و آری حقیقت می گفت ، باز هم خسته تر گشتم ، از کوه ها پرسیدم ، از دشت ، از همه و همه ... ولی تو را نمی یافتم ، نا امید و خسته ، راهی بیابان بودم ، چراغی نبود ، همه جا تاریک بود ، به دنبال نور می گشتم ، ناگاه کسی از درونم فریاد زد ، می گفت تو اینجایی ، قلبم تپیدن گرفته بود ، آری تو را یافته بودم ، تنها تو را نه ! من همه ی زندگی را یافته بودم ، خدا بود ، تو بودی ، روشنی بود ، حقیقت بود ، انگار زندگی آنجا بود ، آری تو را یافتم ای حقیقت هر زندگی ...

حقیقت زندگی من. حسن مراد دستجردی. ۱/۶/۱۳۸۷

ای دوست ...

پ .ن ۱ : علامه حسن زاده آملی دام ضله العالی : امام زمان (ع) در تمام نظام هستی تنها یک آدرس دارد ، و آن این است :{فی مَقعَدِ صَدق ٍ عِندَ مَلیک مُقتَدر ٍ . در جایگاه صدق و صداقت نزد پروردگار ملیک و مقتدر} هر کجا که خدا هست ، امام زمان نیز حاظر است.

پ .ن ۲: و نحن اقرب اليه من حبل الوريد;ما از رگ گردن به او نزديكتريم‏. سوره ی <ق> آیه ۱۶ .

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 21:50  توسط دلتنگ  |