

و باز هم من ، محکوم هستم به نــــدانستن ...
از فعلش بیزارم ... نون به علاوه ی دانستن !!!
دلم فریاد می خواهد ، فریاد ، فریاد ، فریاد ...
می خواهم آرام شوم ، آرام ، آرام ، آرام ...
گــوشــی برای شنیدن می خواهم ....

ا ی خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد ا ...
کمی آرام ام کن ... همین ...
آرامش سهم زیادی از این دنیاست ؟؟
پ . ن ۱: با تو آرومم و بی تو بی قرار بی قرارم ...
پ . ن ۲: دیگر مرا محکوم نکنید ...

| دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست |
| گرش تو یار نباشی، جهان به کارش نیست |
| چنان ز لذت دریا پُرست کشتی ما |
| که بیم ورطه و اندیشه کنارش نیست |
| کسی به سان صدف وا کند دهان نیاز |
| که نازنین گهری چون تو، در کنارش نیست |
|
خیال دوست، گل افشانِ اشکِ من دیدست |
| هزار شکر که این دیده، شرمسارش نیست |
| نه من ز حلقه دیوانگان عشقم و بس |
| کدام سلسله دیدی که بیقرارش نیست؟ |
| سوار من که ازل تا ابد گذرگه اوست |
| سری نماند که بر خاک رهگذارش نیست |
| ز تشنه کامیِ خود آب میخورد دل من |
| کویر سوخته جان، منت بهارش نیست |
هوشنگ ابتهاج
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا گل زهرا ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام عرض نمودندی ، امروز بسیار برنامه ها داشتندیم برای ۲۰ گرفتن از استاد مجتبایی ، که بسی ، بسیار استاد شیرین سخن بودندی و بسیار نیز خوب درس دادندی . بر سر اصل مطلب رفتندی ، لینک های زیر ۷ برنامه اصلی ای می بودندی ! که در ترم قبل آموزش دادندی . توضیحاتی در باب هر یک نیز دادندی : (برای دانلود هر فایل بعد از کلیک روی لینک ، به یک صفحه میروید ، در آنجا دکمه ی Download رو بزنید)
۱- جمع ساده . برنامه ای به زبان اسمبلی ، برای انجام جمع ۲ عدد. لینک دانلود
۲- چهار عمل اصلی . جمع ، منها ، ضرب و تقسیم بر روی ۲ عدد .لینک دانلود
۳- فاکتوریل. فاکتوریل عدد ورودی رو محاسبه و چاپ می نماید. حداکثر تا عدد ۸. لینک دانلود
۴- توان. ۲ عدد از ورودی گرفته و عدد اول را به توان عدد دوم میرساند. لینک دانلود
5- رشته و کاراکتر. یک رشته و یک کاراکتر گرفته ، محل اولین موقعیتی که آن کاراکتر در رشته دارد را بر میگرداند ،(توجه اگر کاراکتر توی رشته نباشه توی Loop می افته) و تعداد کاراکتر های اون نوع توی رشته را. لینک دانلود
6- تغییر در رشته. یک رشته و یک کاراکتر دریافت کرده در رشته هرجایی که کاراکتر را پیدا کند آنرا با Q تعویض میکند ، (با تغیر دادن Q در سورس میتوانید با چیزی دیگری تغیر دهید) لینک دانلود
7- مرتب سازی. 10 عدد از ورودی خوانده و آنها را به ترتیب نزولی مرتب و چاپ میکند.لینک دانلود
هم کلاسی های عزیز توجه فرمودندی! : از آوردن این سورس ها به همراه خود خودداری نمودندی و حتما آنها را دستکاری کردندی. وگرنه استادا تیز بودندی و همه را از دم صفر کله گنده دادندی. از ما گفتن از شما گوش نکردن !!! امتحان تئوری Open همه چیز است پس جزوه و کتاب و برنامه و فلش و ... به همراه بیاورید که پشیمان نگردندید!. سوالی بود Tel کنید وزیرا در خدمت بودندی. ( پر رو نشید ها ، مخصوصا شما آقای بزرگ! نخواین زنگ بزنید که من دوشنبه خودم امتحان چند رسانه ای هم دارم. بزرگ جزوه سیستم عامل رو هم سه شنبه بیار میخوام ببرم کپی بگیرم.)
این الحسن و این الحسین ، این بقیه الله ؟؟
چند بار در زمزمه ی ندبه ات پرسیده ای ؟؟ چند بار نشان او یافته ای ؟؟ امروز دیگر سوالت زیر بار قطره قطره اشکهایت بی جواب نمی ماند ، نشان آقا را امروز در بقیع میابی ، در کنار بقیع مادرش زهرا (س) ، آقا مادرت تاب و توان در و دیوار نداشت ، اما تو چه ؟؟ تویی که هرکه از راه میرسد داغ بر دلت میگزارد ، یکی پهلوی مادرت میشکند چون "قنفذ(لعن الله)" و دیگری چون من قلبت را به درد می آورد مولا ، مولایی من ، بر غربت علی (ع) گریه کنیم ، یا بر پهلوی شکسته ی زهرا(ع) ، بر دل پر خون زینب (س) ناله سر دهیم ، یا دیدگان بارانی حسن (ع)و حسین(ع) ، ناله های ام الکلثوم را چه کنیم مولا ؟؟ و قلب تو را چه ؟؟ متی ترانا و نراک ...

از آسـمون دو چــشــمــم ابــر گــریه میباره
چشمای خسته ی مادر مثل دشت ستاره
تــو آشــیـونـه مـیـبـیـنـم یـک کـبوتر خسته
گــرفـتـه روی کـبــود رو زیـــر بــال شکسته
یـــه بــاغـبـون غــریـب و بــا صــدای گـرفته
کنار یـــاس کـبـودش سـر بـه زیر نشسته
غـــنــچـــــه هــا هــمــه از غــصـه میمیرن
بـــلـبــلا زیـــر گــلـبـــــرگ رو مـــیــگـیـــرن.
از سالها خستگی می آمدم اما خستگی هایم را از من گرفتی و روزهایی پر ازآرامش به من هدیه کردی ، روزهایی که امروز شمار ثانیه هایش از سی و یک میلیون پانصد و سی شش هزار ثانیه هم بیشتر می شود ، روزهایی که هر ثانیه اش یک لبخند بود از دلخوشی ، و یا قطره اشکی بود از شادی ، یادت هست به تـــــــــو می گفتم : " نتراود اشک درچشمانت مگر از شوق زیاد" ، و ای کاش توانسته باشم .
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام
سالهای سال
صبحهای زود
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر
گیسوان خیس شان به دست باد
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان
بهترین ترانه
بهترین سرود
مخمل نگاه این بنفشه ها
می برد مرا سبک تر از نسیم
از بنفشه زار باغچه
تا بنفشه زار چشم تو که رسته در کنار هم
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با همان سکوت شرمگین
با همان ترانه ها و عطرها
بهترین هر چه بود و هست
بهترین هر چه هست و بود
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهار ها رسیده ام
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من
لحظه های هستی من از تو پر شده ست
آه
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
در تمام ماه
در فضای خانه کوچه راه
در هوا زمین درخت سبزه آب
در خطوط درهم کتاب
در دیار نیلگون خواب
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده امای نوازش تو بهترین امید زیستن
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته امدر بنفشه زار چشم تو
برگهای زرد و نیلی و بنفش
عطرهای سبز و آبی و کبود
نغمه های ناشنیده ساز می کنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها
روی مخمل لطیف گونه هات
غنچه های رنگ رنگ ناز
برگهای تازه تازه باز می کنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازهاخوب خوب نازنین من
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب
نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدایی خیال خود
بهترین بهترین من خطاب میکنم
بهترین بهترین من
بهترین بهترین من
بهترین بهترین من
بهترین بهترین من
بهترین بهترین من <استاد فریدون مشیری>

و چه آرام برایم می خواندی : همه میپرسند ، چیست در زمزمه مبهم آب ، چیست در همهمه دلکش برگ ، چیست در بازی آن ابر سپید ،روی این آبی آرام بلند ، که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال ، چیست در خلوت خاموش کبوترها ، چیست در کوشش بی حاصل موج ، چیست در خنده جام ، که تو چندین ساعت ، مات و مبهوت به آن می نگری ، نه به ابر ، نه به آب ، نه به برگ ، نه به این آبی آرام بلند ، نه به این خلوت خاموش کبوترها ، نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام ، من به این جمله نمی اندیشم ، من مناجات درختان را هنگام سحر ، رقص عطر گل یخ را با باد ، نفس پک شقایق را در سینه کوه ، صحبت چلچله ها را با صبح ، بغض پاینده هستی را در گندم زار ، گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ، همه را میشنوم ، می بینم ، من به این جمله نمی اندیشم ، به تو می اندیشم ، ای سراپا همه خوبی ، تک و تنها به تو می اندیشم ، همه وقت ، همه جا ، من به ر حال که باشم به تو میاندیشم ، تو بدان این را تنها تو بدان ، تو بیا ، تو بمان با من تنها تو بمان ، جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب ، من فدای تو به جای همه گلها تو بخند،اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز ، ریسمانی کن از آن موی دراز ، تو بگیر ، تو ببند ، تو بخواه ، پاسخ چلچله ها را تو بگو ، قصه ابر هوا را تو بخوان ، تو بمان با من تنها تو بمان ، در دل ساغر هستی تو بجوش ، من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است ،آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش .
دیوانگی ام را ، لحظه های خوش عاشقی ، همین 00:00 ها را ، حس های مبهم ام را ، کهکشان راه شیری را ، ستاره هایت ، صندلی های چوبی کنار هم بودن را ، چایی های داخ! ، هفت ها ، اشک ها ، همه و همه را ، حتی تمام سه نقطه هایم را ... و تا امروز یکسال به تـــــــو مدیونم.قلبت همیشه پر تپش ای بهترینم. و خدایی که همین نزدیکی است ...
امضاء :
سه نقطه ی دیونه ی تو .
پ.ن1 :ماهی همیشه تشنه ام ، در زلال لطف بیکران تو ، می برد مرا به هر کجا که میل اوست ، موج دیدگان مهربان تو ، زیر ، بال مرغکان خنده ها ت، زیر آفتاب داغ بوسه هات ، ای زلال پک ، جرعه جرعه جرعه می کشم ترا به کام خویش ، تا که پر شود تمام جان من ز جان تو ، ای همیشه خوب ، ای همیشه آشنا ، هر طرف که می کنم نگاه ، تا همه کرانه های دور ، عطر و خنده و ترانه می کند شنا ، در میان بازوان تو ، ماهی همیشه تشنه ام ، ای زلال تابنک ، یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی ، ماهی تو جان سپرده روی خاک.
پ.ن2 : استاد مشیری چقدر شعر هایت را دوست دارم. آنقدر خوب بودند که دیگر من چیزی ننویسم. تمامی احساسم را تو گفتی .
چرا دیگر دلتنگیم نمی بخشی ای مولایم ؟؟شاید فراموشم کرده ای ؟؟ نه نه نه ...هرگز ، تو مگر از امت جدت غافل میشوی ؟؟ ... شاید دیگر فراموشت کرده ام ؟؟ هرگز هرگز هرگز ...مگر می توانم ؟؟ نمی دانم ... هیچ نمی دانم ...دیگر لیاقت ندبه خواندن در صبح آدینه به من نمی دهی مولا ... نکند دیگر شایسته نیستم ... آری ؟؟ چقدر دلم برای ندبه ات تنگ است ، برای این الحسن و این الحسین گفتن ها ... برای این الطالب بدم المقتول بکربلا گفتن ها ... آری دلم تنگ است ، دلتنگ ام مولا ، دلتنگ تو ... برای ندبه دلم تنگ است ، برایجمعه دلم تنگ است ، برای گفتن "هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظحورک" ، شاید دیگر طلوع هیچ جمعه ای را نبینم تا آرزویم بر آورده سازی ... این جمعه به دلــــتـــنــــگـــیــــت رفـــت ولی مرغ دلم به هوای آمدنت پر میزند مولا ...

گفتم که بیایی غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون
تو بيايي