تبليغاتX
از رون مرغ تا جوجه سوخاری موجود است!!!
درباره ما
به نام او

که آغاز گر هر آغاز است

سین لام الف میم

سلام بر محمد و آل محمد

سلام بر قائم

سلام بر تو
لینک دوستان من :
*پایگاه تـــرویــــج اســــــــلام* دین مبین اسلام
*طرحهای درخواستی با تـرنج* Tooranj.Blogfa.com
*وب سایت تــــــــرنـــــــــــــج* www.ToranjArt.ir
* تـــو را مـــــــی خــــوانـــــم * سیمرغ و ققنوس
* ســــــــــرو قـــــــامـــــــــت * مجتبی جونم
*وخدایی که همین نزدیکی ست* آبــجــی نــرگــسی
*شــــهـــــامــــت پـــــــر و ا ز* رهگذر
* قــــــلـــــــب شــیــشـه ای* آبــجــی لوراچی خودم
* شـــیـــطــــان مــــخـــفــی * خاله دخمل
* هــــــــــــــــم زبــــــــــــــون * پرنس و پریام
* خـــــوشـــگـــل عـــاشـــق * آبجی سالی
*آشــــــــــــــــیـــــانـــــــــــــه* پسر دایی دکتر ایمان!
* پــــــــــــــــــاتـــــــــــــــــوق * آبجی نازی (پانی)
* بـــــــــــــــــــهــــــــــــــــــار * آبجی یسنا جون
* بـــــــــی تـــــــــــو نـــــــــه * داداش مسلم عزیزم
* هـیـاهوی بسیـار برای هیچ * آبـجـی وفا
* دختــــــر و پســـــــر آریایی * داداش نیما
* مـثـه یــه نــــور کـــوچــولــو * محبوبه خانم
* لطفا با کفش وارد نشوید!!!* موتوری
* تـــــــــقـــــی اریــکسون ... * تـــــــــقـــــی
* بــه نــامــش و بــه یـــادش * داروگ
*اســــــــــــــــــــــــــــــرار دل * عـبـدالـحـــق
*روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــاران* معلم مکتب عشق
* قاصــــــــدک و حکایتی دیگر * آقای پور محمد
* از فــــــــرودينه تا جــــــــــور * خاله ناديا
* اوج پــــــــــــــــــــــــــــــــرواز * آرچانا
*انشاهای گل آقا پریم*
بیا کضم غیظ کنیم !!!
* همه چیز اینجا آزاده * ابوذر
* بـــجــــنــــــــــــــــورد 1400 * استاد سیدی زاده
* صدای پای آب * علی جون
* عشقولانه * حسن جون
* هــــشــــــت تـــایـــــی *
* دختر خاله های خوش تیپ *
* بهونه ی قشنگ *
* سیب سرخ *
* فرهنگ و ادب * خانم کیانی
* حرفهاي تنهايي * ستاره
*یــــــــــــــــاران کـــســــــــــاء*
* وبلاگی سراسر خنده و شادی*
* پــــــــــارازیــــت....*
* ایـران xx جـوان xx زنـدگی *
* بـــــــــــــــــازمــــــانــــده * حکایت دلدادگی ...
* سیـــــــــبـــســتــــــــــان *
*ولـــــــــــی عـــــــــلایـــــی*
* ایـمان تــرانه ی آدمـیست * زهرا خانوم
قالب وبلاگ
لوگو دونی :

دنیا وایسا

دنیا وایسا

ترنج

لینک های جالب :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

تصنیف شماره :۱ ، دستگاه : شور ، آواز : افشاری . نوازنده : پریسا کاشفی (کمانچه) ، خواننده  : محسن کرامتی.

دیدم صنمی   سرو (و) قدی    روی (و) چو ماهی   الهی تو گواهی   خدایا تو پناهی   الهی تو گواهی
افکنده به رخساره    چو مه   زلف سیاهی   الهی تو گواهی    خدایا تو پناهی   الهی تو گواهی
گرگویم (و) سَروش نبود سَرو خرامان   این قسم (و) شتابان   چون کبک خرامان
ور گویم (و) گل پیش تو گل   همچو گیاهی    الهی تو گواهی   خدایا تو پناهی
این نیست مگر آینه ی لطف الهی    الهی تو گواهی   خدایا تو پناهی
صدبار (و) گدایش (و) به از منصب شاهی   الهی تو گواهی   خدایا تو پناهی   الهی تو گواهی

این تصنیف را دانلود کنید حجم ۲۷۰ کیلو بایت.

   ● دستگاه شور : شور آوازی است که با ذوق مشرقی‌ها موافق و سهل و موردپسند عمومی است و شور از جذبه و لطف خاصی برخوردار است که بسیار شاعرانه و دلفریب است. آواز شور ریشهٔ عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد که بیانگر تصوف و عرفان ایرانی است.

   ● آواز افشاری : افشاری ، آواز متأثرکننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونی دارد. آواز مناجات و راز و نیاز با معبود یگانه میباشد. افشاری آوازی تامل برانگیز است که انسان را به فکر وا می دارد و شاید به همین دلیل از این آواز برای خواندن مناجات استفاده میشود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصنیف های درخواستی : ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- تصنیف کوچه بازااری و  بسیار شاد ، الفبا ، اثر استاد ایرج :

الف ميگم ابروت کمونه اي کمون ابروي من
ب ميگم بالات بلنده اي گل خوشبوي من
ت تو را ميخوام عزيزم تا برام تاتي کني
ث ثواب گر لباتو با لبام قاطي کني

جيم جوابم را ندادي
چ چرا
ح حامي خواتم خودم ميخوام تو را
دال دلم پيش دلت باشد گرو
ذال ذليلت گشتم از پيشم نرو
دال و ذال و ر روسري قشنگ داري
ز و ز و ز ز حال من خبر داري
سين ميخوام بگم سمن بري سمن بري
شين ميخوام بگم شيرين لبي و شکري

صاد و ضاد و طين و ظين و عين و غين و ف و قاف و کاف و گاف و لام و ميم
لم بده برام رو صندلي رو صندلي
نون نيگات کنم چرا که خيلي خوشگلي
ي يواش بيا بخون برام الف ب رو
ديدي که برات الف رو خوندم تا ي رو

این تصنیف را دانلود کنید حجم ۶۳۰ کیلو بایت

۲-تصنیف گل پونه ها ، اثر زنده یاد ایرج بسطامی :

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

این تصنیف را دانلود کنید حجم ۸۷۷ کیلو بایت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:0  توسط حسنک-وزیر  | 
   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .

   امروز دوشنبه بود ، تا ظهر کلاس داشتم ، بر عکس همیشه که کلی با ذوق سه تارم رو دستم میگرفتم و روانه دانشگاه میشدم ، امروز زیاد ذوق برای رفتن نداشتم ، دوشنبه ها بعد از کلاس ام ، با محمد همکلاسیم تمرین سه تار میکنیم. دلــــ ــــ ـــــم خـــ ـــ ـــیـــ ـــلـــ ــــی تــــ ـــ ــنــــ ــــگ بــــ ــــو د ...

سکانس ۱ : (وقتی حریم ماشین هم ، خصوصی نیست !)

   توی تاکسی نشسته بودم (تاکسی خودمون) ، بابا طبق معمول همیشه رادیو جوان رو روشن کرده بود ، خانم رافعی بود فکر کنم ، کلی انرژی مثبت از خودش صادر میکرد ! یکی درخواست ترانه ی گیلکی کرده بود ، ترانه تازه شروع شده بود ، که یکدفعه پشت چراغ قرمز انگار موج روی موج رفت !! (دیس دیس دیس !! ) رادیو وطنی و این حرفها ؟؟ چرا وسط ترانه گیلکی به اون نازی اینجوری شد ؟؟ (ماشین ها حرکت کردن) دوباره وسطهای ترانه بود !! بابا یکمی سرعت گرفت و باز هم همون صدا ! از ماشین کناری هم همین صدا خیلی بلند تر می اومد ! تازه فهمیدم قضیه چی شده ! بله جنس چینی این جور مشکلات رو هم داره ، موج رو موج رو Mp3 Player پرتال ماشین کناری ایجاد کرده بود ، که روی موج FM  سیگنالهاش رو برای رادیوی ماشینت ارسال می کنه ولی تداخل فرکانسی زیادی با موج FM سایر ماشین هام داره ایجاد کرده بود . کلی عصبانی شدم ! دیگه توی ماشین خودتم نمی تونی درست ردایو گوش کنی . این تلویزیون شهری درواز شیراز هم که وا ویلا فقط نویز ... رادیو هم بی رادیو ! دلـــ ـــ ــــم هــ ــنـــ ـــوز ... 

سکانس 2 :(بازم اتوبوس)

   وقتی به ایستگاه رسیدم ، اتوبوس میخواست حرکت کنه ، دیگه به کیف پولم و داشتن بلیط فکر نکردم ، دویدم که توی ایستگاه معطل نشم ، چون اصلا حوصله ی بی مزه بازی های پسر بچه ها شیطون ایستگاه رو نداشتم . سوار که شدم دیدم بلیط ندارم ، دیگه دیر شده بود ، تا مهاجر هم که بلیط فروشی موجود نیست ! یه 25 تومانی توی کیفم داشتم ، درش آوردم و هی نگاهش کردم ! اما حالا 5 تومنی از کجا بیارم ! اه چقدر بده ! آخه 30 هم شد عدد ؟؟ توی فکر بلیط بودم که استاد نوری ! دوستم دست زد سر شونم ، توی دلم گفتم وای حالا تازه چه جوری بلیط تو رو بدم ، چرا کیف پول من پول خرد نداشت. اما خب خیلی هم بد نشد ، اون منم حساب کرد ... امــــــ ـــــ ـــــــ ـــا هـــ ــنـــ ـــ ـــوز هــــ ــــ ــم ... به خودم قول دادم ظــهـــر وقتی بر میگردم یه دسته بلیط 20 تایی بخرم ولی یادم رفت !

سکانس 3 : (حکایت برق و توت !)

   امروز کسی کارت دانشجویی نمی خواست ! فکر کنم به خاطر خستگی پریشب انتظامات دانشکده و تظاهرات دانشجویی تا ساعت 2 نیمه شب مقابل درب اصلی مهاجر بود ! بچه های خوابگاه هم انگار دیگه دارن راه می افتن ! جلوی بلوک الف که رسیدم ، همه ی ترم چهاری های کامپیوتر جمع بودن ، زاهدی طبق معمول ، من رو که با سه تار دید گفت بنواز مطرب !!! سعی کردم خودم رو مثل همیشه سرحال نشون بدم ، ولی انگاری خیلی تابلو بودم !!! بچه های گروه برق از درخ توت بالا رفته بودن ، من نمیدونم دیگه پتو از کجا گیر آورده بودن !!! چه توتی تکوندن ، حیف که حوصله نداشتم وگرنه عمرا میزاشتم توتهای بلوک کامپیوتر را ، برقی ها بخورن !!!

توت خوری در مهاجر ...

سکانس 4:(طبق معمول !)

   طبق معمول کلاس استاد محمدی ، هیچ چیز مهمی یاد نگرفتیم که بلد نباشیم ! ساعت 9:30 رفتم برای استاد نون و پنیر و خامه خریدم و اومدم ! ( خب چیکار کنم وقتی خوشش میاد که من برم براش صبحانه بخرم ؟؟ بگم نمیرم ؟؟ پولشم که بد بخت میده خودش همون اول کار ! استاد خوبیه ها فقط حیف که چیزی به آدم یاد نمیده!!!در کل بیشتر یه رفیق میمونه تا استاد!) بعد هم که کلاس کارآفرینی و پروژه با استاد حسینی ! اونم استاد خوبیه ! درس سه واحدیش رو مطمئنم که کمتر از 18 نمیشم ! بعد از کلاس هم که توی پارک مهاجر ، تمرین سه تار ! امروز بهار دلنشین رو فول زدم ! یکمی کندم هنوز ! یه آهنگ قشنگم محمد زد خیلی خوشم اومد ، نتهاش رو نوشتم رای این هفته تمرین کنم ... بیا ابا صالح مددی ... چقدر این آهنگ رو دوست دارم ... (وقتی بهروز این آهنگ رو با شعر محمد خوند داشتم شاخ در می آوردم ! آخه بهروز که مسلمون نیست ولی اونم انگار ... من که از بعضی دوستای مسلمونمم بیشتر دوستش دارم ، از قبل کنکور باهم درس میخوندیم ... یادش به خیر اون ایام کتاب تست ها رو درسته قورت میدادیم ...)

پ . ن 1 : انگار پای ثانیه ها لنگ میشود وقتی دلی برای دلی تنگ میشود ، (آره جودی من هم !)
پ . ن 2 : تا بهار دلنشین آمده سوی چمن ، ای بهار آروز بر سرم سایه فکن ، چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر ، تا که گلباران شود کلبه ی ویران من ...(هــ ــنــ ــوز هـــ ــم تــ ــوی تــ ـنـ ـهـ ـایـ ـیـ ـم ...)
پ . ن 3 : دلتنگ نیگاتم ، اسیر خنده هاتم ، کاش بدونی من دیوونه ی سادگی هاتم ...رضا صادقی ، چقدر دلم براش تنگ شده ...
پ . ن مـ ـا قـ ــبــ ــل آ خـــــ ــــر : شـ ـب هــ ــا کـ ـه سـ ـکـ ـوت اسـ ـت ، سـ ـکـ ـوت اسـ ـت  و سـ ـیـ ـاهـ ـی!!
پ . ن آ خـــــ ــــر :مثل یه نور کوچولو بیا ستاره بشو !!! انگار حس ششم ام زود کار کرده است !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:18  توسط حسنک-وزیر  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

خواهر : << خواهر : دختری که با شخص از طرف پدر یا مادر و یا هردو مشترک باشد !. همشیره ، اخت . فرهنگ درج. >> اما می توانیم بنویسیم زینب(س) بخوانیم خواهر .

همیشه روز تولد اسوه ی یک فعل را به عنوان روز اون فعل در نظر میگرن . علی (ع): پدر ، . فاطمه (س): مادر و ... . یادمه چند سال پیش بود بابام با عمه ها یه قراری گذاشتن ، یه قرار که هرچند حالا انگاری برای همشون فراموش شده به حساب میاد اما من دوست دارم تا ابد سر قرارمون باشم! قرار شد تولد حضرت زینب رو به عنوان اسوه ی خواهر بودن بزاریم روز خواهر و روز تولد حضرت ابولفضل را هم به عنوان اسوه ی برادری بزاریم روز برادر .

 خواهرم روزت مبارک ...

پس خواهرهای خوبم ، روزتون مبارک . آبجی مهنازی خودم ، آبجی نرگسی جونم ، آبجی لورا چی ، آبجی افسون ، آبجی سیمرغ ، آبجی ققنوس ، آبجی سالی ، آبجی وفا ، آبجی کدخدا ، خیلی زیاد شدین ها !! کسی رو که از قلم ننداختم ؟؟  روزتون مبارک . برای همتون از خدای بزرگ آرزوی خوشبختی دارم . 

به پرستار های عزیز و زحمت کش ، و انشالله خوش اخلاق  هم این روز رو تبریک میگم. عید همگی مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:20  توسط حسنک-وزیر  | 
   اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

   هر هفته یک تصنیف با دنیا وایسا :

   تصنیف شماره :۱ ، دستگاه : همایون ، آواز : بیات اصفهان . نوازنده : پریسا کاشفی (کمانچه) ، خواننده  : محسن کرامتی.

 

امشب به بر  ِ من است (و) آن مایه ی ناز          یارب تو کــلید صـبـح (و) در چــــاه انداز
ای روشنی صــبــح (و) به مــــشـرق برگرد          ای ضــلـمت شب با من بیچاره به ساز
امشـب شــب مهتابه حبیب ام رو میخوام          حبیب ام اگر خوابه طبیب ام رو میخوام
خواب است (و) بیدارش کنید     مست است (و) هشیارش کنید     گوید فلانی آمده     آن یار جانی آمده
آمده حال تو     احوال تو     سیه خال تو     سفید روی تو     ببیند برود
امشـب شــب مهتابه حبیب ام رو میخوام          حبیب ام اگر خوابه طبیب ام رو میخوام

این تصنیف را دانلود کنید حجم ۳۰۰ کیلوبایت

   ● تصنیف : شعری ریتمیک که همراه با موسیقی خوانده شود. این نوع از موسیقی بیشتر عامه پسند است.

   ● دستگاه همایون : همایون آوازی است باشکوه و مجلل، آرام و در عین حال بسیار زیبا و دلفریب. برطبق قول مرحوم خالقی ، همایون ناصحی است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درد دل می‌کند و با بیانی شیوا چنان نصیحت می‌کند و پند می‌دهد که هیچ سخنران را این مهارت و استادی نیست.
   ● آواز بیات اصفهان : بیات اصفهان از آوازهای قدیم ایرانی است. آوازی است جذاب و گیرا ؛ این آواز ریتمی بین شادی و غم دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:19  توسط حسنک-وزیر  | 

  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

مثل هر روز شنبه ساعت ۷:۱۵ از خونه بیرون زدم ، امروز متفاوت تر بود آخه از مثلثات متنفرم و بحث امروز ریاضی هم باز این سینوس ها و کسینوس ها !!! توی تاکسی فقط به این فکر میکردم که میتونم چه روز مزخرفی داشته باشم ! اما وقتی سوار اتوبوس شدم کلی نظرم عوض شد ! امروز تو اتوبوس خودم رو دیدم !! خب آره دیونه که هستم ولی جدی میگم !

سکانس ۱ :

امروز کلی خاطرات گذشته واسم زنده شد ، فقط با دیدن گل آقا !!! یادش به خیر دوران راهنمایی و دبیرستان ، فقط عشق این رو داشتم که هفته نو بشه و یه گل آقا بچه ها یا هفته نامه گل آقای جدید بیاد توی دکه ، نمیذاشتم به خونه برسم همش رو خونده بودم ! تیپش مثل اونورزهای خودم بود ، شلوار لی چسبون ، تیشرت آسین کوتاه ، یه کوله جمع و جور ، و یه هفته نامه ی گل آقا توی دستاش ، انگار هیچ چیز دیگه ای نمی تونست باعث بشه نگاهم رو از اون بردارم !!! حتی خاکی شدن کفشهای تازه واکس خوردم ! ایستگاه دانشگاه که خواستم پیداه بشم دیدم هنوز نشسته !! با سختی از کنارش رد شدم و حالا یه عالمه خاطرات شیرین بود که توی ذهنم بالا و پایین میرفت . .

سکانس ۲:

ورودی درب دانشگاه با دیدن حراستی ها و درخواست کارت دانشجویی ام ، همه ی آن خاطرات خوش از سرم پرید چون باز یاد مثلثات افتادم ! چند قدم که راه رفتم مسیرم رو کج کردم به سمت بلوک ها ! وای چه بویی ، بوی کاهگل !!! یکی از باغبون ها داشت آب میپاشید ... بوی خاکی که آب خورده باشه همه جا رو گرفته بود ، ریه هام رو چند بار محکم پر از هوا کردم ، چون میدونستم چنین هوایی توی مهاجر سالی یک بار بیشتر نیست!! و باز هم یه عالمه خاطره ی خوش ، یادش به خیر دیوارهای خونه مادر بزرگ. چه روزهای خوشی بود . تو همین فکر ها بودم که ساختمان اندیشه جلویم سبز شد !!! . توی همون حال و هوا چهار ساعت ریاضی رو تحمل کردم !!! یعنی در واقع چرت زدم .

سکانس ۳:

می خواسم امروز هرجوری شده یه هفته نامه گل آقا بخرم ، خیلی دلم برای شعر روی جلدش تنگ شده بود : یک زبان دارم دوتا دندان لق ، میزنم تا میتوانم حرف حق . خدا بیامرزد کیومرث صابری . موضوع رو جلد گوجه فرنگی و قیمت طلا شدنش بود !!! چند روز پیش بود استاد حسینی میگفت : هر گوجه ۳۱۵ تومان !! دوشنبه یادم باشد برایش گل آقا ببرم ! اما هرچه گشتم خودم نبودم ! حسن ِ سالها پیش ، یادش به خیر توی اتوبوس تست هم میزدم  ولی امروز گل آقا را توی کیفم انداختم! چند باری وسوسه شدم که کیف را باز کنم و گل آقا را  ... ولی دیگر من ... ای کاش همان جور مانده بودم ...

پ.ن ۱ :  این پ . ن ها هم چه حکایتی دارند !؟
پ.ن ۲ :  هنوز هم گاهی اسپرت شدن را میپسندم انگاری . شاید تابستان باز هم !
پ.ن ۳ :  چقدر روزنامه فروش ها هم خود را گم کرده اند . خوش خلقی را هم ...!
پ.ن ماقبل آخر :  دیگر ایام را می نویسم . شاید خودم را لای همین نوشته ها پیدا کنم.
پ.ن آخر : لطفا برای حمایت از گل آقا هر ۲ هفته یک بار ، سری جدید دو هفته نامه گل آقا را از کیوسکی بد اخلاق محلتون بخرید !!! ۵۰۰ تومان برای فرهنگ ایرانی ارزش داره. یکمی هم میخندی دلت باز میشه !!! وگرنه این کشتی انقریب به گل نشسته ی طوفان ها هم از دستمان خواهد رفت !!!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 13:38  توسط حسنک-وزیر  | 

  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پدر شعر فارسی : رودکی سمرقندی

رودکی شاعر قرن سوم و چهارم هجری است. نام و نسبش را ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی نوشته اند. وی در اواسط قرن سوم هجری در روستای بنج Banoj از قرای رودک سمرقند به دنیا آمده است و از این رو به رودکی معروف شده است. در خردسالی حافظه ای قوی داشت و گویند در هشت سالگی قران را حفظ کرد و به شاعری پرداخت. علاوه بر آن آوازی خوش داشت و بربط می نواخت. شاعران در اشعار خود او را استاد شاعران و سلطان شاعران خوانده‌اند. وی مذهب شیعه اسماعیلی داشته است.درباره شمار اشعار وی اقوال مختلف وجود دارد، برخی تعداد اشعار وی را بیش از یک میلیون نوشته اند و برخی گفته اند صدهزاربیت یا صد دفتر بوده است. وی غیر از اشعاری که در قالب غزل، قصیده  و قطعه دارد کلیله و دمنه را هم به نظم در آورده بود که از آن ابیاتی پراکنده موجود است. گفته اند وقتی رودکی مثنوی کلیله و دمنه خویش را به امیر نصر هدیه کرد، گذشته از پادشاه که چهل هزار درم به وی بخشید، یاران و نام آوران درگاه نیز شصت هزار درم به وی دادند و در این سالها بود که رودکی به موجب روایات دویست غلام داشت و دویست شتر زیر بنه اش می رفت. بدینگونه جوانی شاعر در دربار بخارا، در صحبت زیبارویان و سیاه چشمان آن دیار همراه با نشید و مستی گذشت. عشق، موسیقی، شراب و طلا روزگار او را از شادمانی لبریز کرده بود و از غالب اشعارش روح طرب و شادی و بی توجهی به آنچه مایه اندوه باشد، مشهود است. وفات وی را به سال 329 هـ.ق نوشته اند. از آن همه آثار گرانبهای پدر شعر فارسی، امروزه فقط حدود 550 بیت از ماخذ کهن به دست آمده است.

دلا تا کی همی جویی منـی را         چــــه داری دوست هرزه دشمنی را
چرا جویی جـــفا ار   بی وفایی         چـــــه  کوبی  بیهده  سرد  آهنی را
ایا سوسن بنـاگوشی که داری          به رشک خویشتن هر سوسنی را
یکی  زین  برزن  نا راه  بر شـو          کــه  بــر  آتش   نشانی   برزنی  را
دل من ارزنی،عشق تو کوهی         چــــه  سـایی  زیر  کوهی  ارزنی را
بیا  اینک  نگه   کن  رودکـی را          اگــــر  بی جان روان خواهی تنی را

 مجنون داند که حال مجنون چون است ... رودکی سمرقندی rodaki

پ ن : ای کاش کلیله و دمنه ی منظومش بود تا چراغ راهمان شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:0  توسط حسنک-وزیر  |