
نگارا،
نگارا این همه قهر
و غضب چیست؟
این همه قهر و غضب چیست؟
دلت بر، دلت بر ما نمی سوزد سبب
چیست؟
ما نمی سوزد سبب چیست؟
بیا آرام جانم، بیا آرام جانم
روح و
روانم شیرین زبانم رطب چیست؟
شیرین زبانم رطب چیست؟
به روی تو آینه مفتون
ز جعد تو غالیه پر خون
اگر تو
را گل شود عاشق عجب نیست
گل شود عاشق عجب نیست

دلم بهانه تو را گرفته است؛ اى «موضوع» زندگى من! اى «سؤال اصلى» آفرینش!
«روشى» نمانده است كه با آن «فرضیه» آغوش تو را به جستجو نگذارده باشم. بگو با كدام «روش تحقیق» مىتوان ظهور تو را پاسخ یافت؟! «مفهوم» نگاه تو با كدام «ملفوظ» به «مشهود» بدل خواهد شد؟ و «متغیر» گیسوانت، در آغوش كدام نسیم، «مفهوم» بی قرارى مرا منتشر خواهد نمود؟
خستهام!
از «بررسى متون»،
از «سؤالات فرعى»،
از «مقدمه»، از «مقدمه»، از «مقدمه»!
بى حضور تو اى «متن» غایب زندگى؛ از زنده بودن چه «نتیجه»اى مىتوان گرفت؟ از زنده بودن «چگونه» مىتوان نتیجهاى گرفت؟
همیشه با «مفروض» آغوش باز تو و نگاه مهربانت، نبودنت را تحمل كردهام و زنده بودن خود را توجیه. آن روز كه نگاه مهربانت را از دلم بردارى، بدان كه «گزارههاى پایهاى» فلسفه وجودىام را ویران نمودهاى! «فصل» فصل عمرم، وقف «وصل» تو بوده است.
خستهام؛
از این همه «فصل» ،
از این همه فصل،
به من بگو! در كدام فصل زندگى، وصل تو دست یافتنى است؟
اى كه با آمدنت همه فصلها وصل مىشوند!
فصل فصل خزان زده عمر مرا نیز به ظهور سبز خود وصل بفرما! آمین!
"حسن بیاتانى"
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
تصنیف شماره :۳ ، دستگاه : شور ، آواز : افشاری . نوازنده : پریسا کاشفی (کمانچه) ، خواننده : محسن کرامتی.
نمی دانم چه در پیمانه کردی جانم * تو لیلی وش مرا دیوانه کردی جانم * دیوانه کردی جانم * دیوانه کردی
چه شد اندر دل من جا گرفتی جانم * مکان در خانه ی ویرانه کردی جانم * ویرانه کردی جانم * ویرانه کردی
ای تو تمنای من * ای یار زیبای من * تویی (و) لیلای من * مرا مجنون صفت * دیوانه کردی
زدی از هر طرف آتش چو شمعم خدا * مرا بیچاره چون پروانه کردی جانم
پریشان روز عالم شد از آن روز * که بر زلف پریشان شانه کردی
ای یار سنگین دلم * ای لعبت خوشگلم * سرو پا در گلم
به فقیران نظر شاهانه کردی * جانم جانم دیوانه کردی * حبیب حبیب پروانه کردی
خدا خدا ویرانه کردی جانم
این تصنیف را دانلود کنید حجم ۴۶۶ کیلو بایت
● دستگاه شور : شور آوازی است که با ذوق مشرقیها موافق و سهل و موردپسند عمومی است و شور از جذبه و لطف خاصی برخوردار است که بسیار شاعرانه و دلفریب است. آواز شور ریشهٔ عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد که بیانگر تصوف و عرفان ایرانی است.
● آواز افشاری : افشاری ، آواز متأثرکننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونی دارد. آواز مناجات و راز و نیاز با معبود یگانه میباشد. افشاری آوازی تامل برانگیز است که انسان را به فکر وا می دارد و شاید به همین دلیل از این آواز برای خواندن مناجات استفاده میشود.
توضیح برای دانلود کردن از مدیا فایر: بعد از کیلیک روی لینک دانلود ، یک صفحه باز میشه ، داخل اون یکمی صبر کنید تا لینک دانلود با این پیغام بهتون داده بشه Click here to start download.. . حالا می تونید دانلود کنید.

|
روی تو را ز چشمه نور آفریدهاند |
|
لعل تو از شراب طهور آفریدهاند |
|
خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست |
|
آیینه تو را ز بلور آفریدهاند |
|
پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش |
|
خورشید را برای ظهور آفریدهاند |
|
منعم مکن ز مهر خود ای مه! که ذره را |
|
مفتون مهر و عاشق نور آفریدهاند |
|
خیل ملک ز خاک در آستان تو |
|
مشتی گرفته، پیکر حور آفریدهاند |
|
عیسی وظیفه خوار لب روحبخش توست |
|
کز یک دم تو، نغمه صور آفریدهاند |
|
از پرتو جمال تو در کوه و بر و بحر |
|
سینای عشق و نخله طور آفریدهاند |
|
آلودهایم و بیم به دل ره نمیدهیم |
|
از بس تو را رحیم و غفور آفریدهاند |
|
سرمایه سرور دل ما ز درد توست |
|
درد تو را برای سرور آفریدهاند |
|
عمری اسیر هجر تو بود و فغان نکرد |
|
بنگر دل مرا چه صبور آفریدهاند |
|
از نام دلربای تو همت گرفتهاند |
|
تا برج آخرین مشهور آفریدهاند |
|
عشاق را به کوی وصال تو ره نبود |
|
این راه دور را به مرور آفریدهاند |
|
(پروانه) را در آتش هجران خود مسوز |
|
کو را برای درک حضور آفریدهاند |
علی مجاهدی (پروانه)
ای زیبا ترین تبلور آفرینش ، آغوش گرمت امن ترین پناهگاه هستی شد برای من ، و سر گذاشتن بر روی زانوانت آرامشی فراموش نشدندی ، ذره ذره مهرت در تار و پور وجودم گره خورده ، و این دستان هنرمند تو بود ، که فرش هفت رنگ محبت را ، در میان چله ی قلبم بافت.
ای نگارین نگارش هستی ، مهربانی از عمق نگاهت پیداست ، آنگاه که مادرانه بر گونه ام ، بوسه میزنی ، هنوز گرمی دستانت را حس می کنم ، همان دستان مهربان که بر گوش هایم میگذاشتی ، همان ها که مرا به عمق یک رویا می برد . و در پناهت به خواب رفتن آرزوی هر روز من است . اما ...
و هنوز می خواهم گاهی برایم بخوانی :
گنجشک لالا، سنجاب لالا ، آمد دوباره مهتاب بالا ، لالالا لایی لا لالایی لا لا لالایی… ، لالالا لایی لا لالایی لا لا لالایی… ، گلدون خوابید مثل همیشه ، قورباغه ساکت، خوابیده بیشه ، گلدون خوابید مثل همیشه ، قورباغه ساکت، خوابیده بیشه ، لالا لایی لا لالایی لا لا لالایی… ، لالا لالالایی لا لالایی لا لا لالایی… ، جنگل لا لا لا لا ، برکه لا لا لا لا، شب بر همه خوش، تا صبح فردا ، شب بر همه خوش، تا صبح فردا ،لالا لالالایی لا لالایی لا
دوستت دارم مادر ...
سالروز ولادت بزرگترین مادر تاریخ بر تمامی مادران مسلمان مبارک باد